نگاشته شده توسط: جعفر پویه | فوریه 12, 2011

خورش لَته سیب

تهیه و تحقیق: بهجت جوادی

سلامی به گرمی آفتاب داغ به همه عزیزان کیلانی،
در روزهای گرم تابستان، بعد از ناهار، معمولا بزرگترها مشغول استراحت بودند؛ تا بعد از نیمروزی تلاش دوباره با ذخیره انرژی جدید، کار بعد از ظهر خود را شروع کنند. معمولا بچه ها از این فرصت طلایی خواب بزرگترها استفاده میکنند و به دور از هر گونه مزاحمتی از سوی والدین مشغول اندوختن تجربه های نو در قالب بازیهای کودکانه می شوند. من و خواهر و برادرانم که در یک سطح سنی بودیم به همراه بچه های همسایه از اینگونه تجربه ها فراوان داریم.
امروز به عنوان مقدمه آشپزی قصد دارم یکی از خاطرات این دوران کودکی را بنویسم. این خاطره هر وقت که خورش لته سیب (برگه سیب) درست میکنم به یادم می آید؛ و یا اینکه ناخودآگاه به آن فکر میکنم. چرا؟
خودم هم نمی دانم .

ادامه مطلب

Advertisements

Responses

  1. سلام خانم جوادی عزیز،
    دستتان از این خورش درد نکنه.
    زمانی این را خواندم که هم درد کیلان را داشتم و هم درد شکم (گرسنگی).
    داستان ماستگ ماس تو خیلی قشنگ بود. من فکر می کردم کت آن بینوا چرمی بود ولی وقتی گفتید که چرک بود، جا جوردم. ما همواره در کیلان نایلون زیاد داشتیم ولی چرکو تا این حد که ماستگ ماس را به خود نگیرد برایم غیر منتظره بود. واقعا این بنده خدا که تا این حد کتش چرک بود، فقیر نبود بلکه یک هنرمند قابلی بود که بتونه کاری اش روی بوم حرف نداشت.
    بالاخره این نشان می دهد که شما هم مثل ما شیطان بودید. امیدوارم آقای پویه روزی داستان ماستگ ماس زدن بهرام فاتحی را برایتان بنویسد.
    خورشت را از آنجاییکه در اینجا لته سیب در فروشگاه ترکهای ترکیه یافت می شود، تجربه خواهم کرد. فکر کنم لته سیبی که در کیلان استفاده می شد کمی ترش بود.
    در ضمن مادر بزرگ من در ماماچال چند درخت سیب مُشکی داشت که همواره برش های آنها را خشک می کرد و در آفتاب لته می کرد. ما هم فصل مدارس ته جیب سوراخمان می ریختیم و مثل لاستیک می جویدیم.
    دست شما و آقای پویه درد نکنه

  2. سلام
    ممنونم از اینکه این مطلب رو خوندید و نظر دادید و خوش حالم که خوشتون اومد . زمانی که بچه بودم خورش لته سیب رو دوست نداشتم ولی حالا چرا .در حال حاضر هم بچه هام اون رو دوست ندارند .به هر حال این خورش به ندرت پخته میشه .نظر شما درسته ،این خورش رو با سیب ترش درست میکردند ولی با وجود این ،مزه اون همیشه شیرین بود و من به همین خاطر اون رو دوست نداشتم .
    در مورد کت اون آقا ،اون واقعن چرک بود .

  3. با درود به شما خانم جوادی و سپاس از وقتی که صرف حفظ آداب وسنن آباءواجداديمان می نمايد.از داستان زيبايتان نيز لذت بردم،ممنون

  4. با عرض سلام خدمت شما خانم جوادی عزيز بايد به اطلاعتان برسانم که خانم بنده نيز يک جورايی کيلانی هستندو از وقتی که دستورات غذايی شما را میخواند مرا باغذاهای کيلانی موردلطف،قرار داده ومن ازاين بابت ازشما متشکرم فقط خواهشی ازشمادارم، لطف کنيد درمورد روح های سرگردان نيزمطالبی بنويسيد زيرا هم اکنون روح من بعداز خوردن اين غذاها شديدن سرگردان شده ممنون

  5. سلام خدمت شما عزیزان خانوم جوادی و اقای پویه .من بچه کیلان هستم از کاظمی ها.فعلا در دماوند زندکی میکنم .خواستم به اطلاع برسونم که وبلاگ شما فیلتر شده و هیج کس دسترس به وبلاگتون نداره.من یک فیلتر شکن قوی معرفی میکنم روی سایتتون قرار بدید همه استفاده کنند.اسمش هست ultrasurf9.97.فعلا فعاله.با تشکر از سایت خوبتون..

  6. با سپاس از آقای پویه و خانم جوادی وسلام به همشهری های خوب
    از نوشته ها لذت بردم و آموختم اما این سوال در ذهنم است که دلیل فیلتر شدن این وبلاگ چیست؟ تنها موردی که بنظرم میرسد اینست که مخالفین دستورات غذائی خانم جوادی را بخوانند و بکاربندند وموجب تقویت جسمی آنها شود تا بتوانند چوب وچماق وباتوم وشلیک پاسدار و بسیجی وپلیس را تحمل کنند و مقاومت بیشتری نمایند که آن نیز ناخوشایند افتد.
    تا نظر شما چه باشد.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: