نگاشته شده توسط: جعفر پویه | دسامبر 19, 2010

آشنای غریب

گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار!

حالی درون پرده بسی فتنه می رود … تا آن زمان که پرده برافتد چه ها کنند

Advertisements

Responses

  1. آقای پویه سلام
    چهره جدی و مصمم شما هنوز در خاطرم هست و هرگز آن را فراموش نمی کنم.از خواننده های پر و پا قرص مطالبتان هستم .با خواندن آنها گاهی اشک میریزم و گاهی از خنده روده بر میشوم اما آنچه مهم است پیامی است که مطالبتان دارد .خاستم ار فرصت استفاده کنم و یلدای باستانی را خدمت شما و خانواده محترمتان تبریک عرض کنم
    سربلند و پیروز باشید

  2. سلام بر فامیل عزیزم
    واقعا کارت درست درسته.لغاتی رو که واسم نوشتی عند اصالت کلونیه.دستت درد نکنه
    خیلی واسم جالبه که بدونم رشته و سطح تحصیلاتت چیه
    خاله گر رخ ره به لفظ پیر زن های کلونی بنوشتم با اینکه بهتر بود بنویسم گلرخ


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: