نگاشته شده توسط: جعفر پویه | ژوئیه 10, 2010

اَبی‌گِردی «2»

بخش اول
قسمت دوم

جعفر پویه

مین خونه یک کم دور خودش بچرخی. سرگردون بو. بشو بیرون جورو خاک انداز ر ویگید بیورد تا دَرود وَرچی کونه. لا کرسی ر بزی بالا، نحلی های دور کرسی ر جمعاکرد هانا رو کرسی. اَ بخ خونه شروع کرد تا دم در ر یگ سر جورو بزی. خاکروبه ر وا خاک انداز ویگید بَبُرد بیرون رید. ورگردی همه چی ر به حال اولش ور گردوند. شیر ر مایه ماست بزی و روش ر وا یک پتو دپیت تا خوب مایه ویگیره. بشو بیرون به لونه مرغ سر بزی. اَ مین لون چنتا چولو که مرغها تازه دَکِرده و گرم بن ر ویگید بیورد دنا مین سبد، پیش چولوهای دیگروزی. بَشو گوو و گوساله ر از مین طبوله بیرون کرد. بَبُرد لوو جو اوو هادا و ورگردوند بَبُرد سر جاشون دَبَست. هوا بیرون زیر افتوو مدرخشی. اَمبائی سوز سردی وَر کرده بُو که دا مغز استخون ر موسوزوند. غیر اَ سر و صدای چن‌تا غلاغ و کشگرگی که مین ورف دنبال هم مِکِردَن، هیچ صدایی نمیامو. درختهای باغ که دا کمر مین ورف دَبَن، انگاری خوو دَرَن. سوز این ور باغ ر ویمگید تا اونور همه چی ر مدا زیر شلاق سرما و بی کار و عار دنبال کارش موشو. انگار هیشکی مَحلّی به او که مین اون ورف و اِفتوو شِلتاق مِکَرد، دَنَمِنا.
کارهای مین خونش که تمون بَبُو؛ پابو راه‌فتا دا بوشو سری مین ده بزنه و درِ دکون یک خورده خِرت و پرت واس شووش هاگیره. یک جفت کوش گالشی که گوشه پَسینَه قایم کرده بود ر بیورد دم در جفت کرد. بشوو یک جفت جورَب پشمی پاش کرد. چادر شِ بنداخت سرش و مِخواست راه‌فته که صدایی بیامو. یکی داد بزی: صَحب خونه، کسی دره؟

ادامه مطلب


Responses

  1. جعفر جان سلام
    كمتر اتفاق مفته من بكسي نمره 20 هادم اما اين دفعه مجبورم بد اين نمره ر هادم البته عذر مخوام كه اين طوري حرف مزنم من آموزگار يا استاد نيم بلكه تو استاد ي اما منظور من رده بندي و امتياز دهي به موضوعات مختلفي ي كه مين وبلاگ ها جورواجور دره، خرما، خوشا وخنگ بسيار بسيار زيبا بُ .
    با اين كارت مرده ر از مين تابوت دراوردي منظورم اينه ي كه لهجه كلوني ر دومرتبه زنده كردي الهي زنده بي ابي گردي، رو مبال خيلي از وچه ها و دوستان اين صداي ابي گردي بار ببه و گوش مونن.
    بدرود

    هوشنگ جان عزیز سلام
    از اینکه بتونستم نمره قبولی ا شما هاگیرم، سربلندم.
    خوش بحال من که از بلند طبعی همچون شما بالاترین نمره را دریافت کردم. منظور من از این مطالب همان چیزی است که شما آنرا بیان کرده اید. پس من از این قبولی به خودم می بالم. برای همه بچه های ولایت که نوشته ها و گویندگی مرا پسندیده و آنرا می شنوند، شادی و موفقیت آرزو می کنم. امیدوارم این کار من مشوقی باشد برای جوانان و کسانیکه دستی در کار تحقیق دارند و توانمندی هایی فراروان در بیان واقعیت های تاریخی و اجتماعی اوضاع معاصر، تا آنان نیز دست بکار شوند و از مهجور ماند و فراموش شدن تاریخ و فرهنگ یک منطقه کهن جلو گیری کنند.
    همگی شماها را شاد و سربلند می خواهم.
    قربان همگی شمایان – جعفر

  2. جعفر جان درود
    نوشته زيبا از گويش كلوني و بعد گويش زيبا با صداي دلنشين خودت ، من را به آن دور دورها بردي همان احساس بمن دست داد فضاي آن سال هاي سختي به مشامم رسيد وحس كردم پنج ساله هستم با يك ده شا هي دركف دست وراهي دكان مختار يا دكان حسين مرادي، حس كردم كرسي سرد است ومن بايد فكري براي گرم كردنش كنم، بايد ميرفتم چيلك جمع كنم ولي از آن دوسگ كه ديشب سروصدا ميكردندميترسيدم شايد يكي از آنها سگ مشد معصومه باشد، سگ سياه مسلم هم يادم نرفته هر روزدم در خانه ما سبز ميشد.
    قصه تو قصه تلخ روزگار است قصه اي از فقر و تنگدستي و قصه اي از مبارزه براي بودن است ولي امروز قصه تو شيرين بود شيريني خاصي داشت من را به 55 سال قبل شليك كرد رفتم زير كرسي نشستم به حرفهاي و درد دل مادر بزرگ و زن عموو نسيبه و كوكب و حبيبه و… گوش كردم برايم قصه گفتند و در جيبم استك لب لبو ريختند زير كرسي خوابم برد ناگهان از خواب پريدم ومتوجه شدم كه دارم داستان ابي گردي ترا گوش ميكنم ، سپاس
    بدرود

  3. جعفر سلام
    جعفر هاي پسر استا عباس خُب بلدي كلوني صحبت كني چطو يادت در نشوِهِ تو هم مثل من كهنه قباله كلوني ولي يادت دبا من جوابت رِ هادي يم و مدم بشو پيش رضا
    خدا نگهدار

    عبدی جان عزیز
    کلونی گَب بزیَنِ من از کهنه قباله هم پیشتر به دماسیه یه.
    اینه هویت من بَبه و بهش افتخار مونم. اونچی موتونم مونم، دا یورد و مَکون خودمون ر پیشتر واسه دیگرون بشناسونم.
    جوابد ر هم بدیم. کار خوبی کردی که بنشتی. امبائی من فقد مخواسدم دو کلوم بوگم و همزبون شما ببام.
    سالم و سلامد بی
    پسر عباس

  4. جناب آقاي جعفر پويه درود فراوان
    من هم بدرستي لذت بردم ولحظاتي خودم را در گذشته دور ديدم ، پي ربار سر گوچه خاله شرف ، مين باغ شيخ اكبر جلو دكان حبيب سلماني و در آخر توي دبستان قشنگ فروردين با عطر و ادكلن معلمين خوب آن موقع، فنبري ، تقي شكري، احمد اميني ، كاظمي و.. وبعد هم كمربند بازي و شب نشيني وآنگاه كوه وبوته براي گرم كردن كرسي ابوالفضل ، ابراهيم ، محمد و… خوابي خوش زير كرسي و يمش مادر بزرگ و آنگاه كه با اخم لحاف كوشه كرسي را بالا ميزد تا جارو كند يا آتش كرسي را عوض كند، آري عزيزم من را به زمان كودكي بردي آن روزها
    نه مرا سوز سينه بود نه دلم جاي كينه بود اما افسوس كه شور وحال كودكي برنگردد دريغا قيل و قال كودكي برنگردد دريغا .
    در پناه انديشه.

    بیرآبای عزیز سلام و درور مرا بپذیر
    ار اینکه توانستم لحظاتی اوقات شما را به خوشی پرکنم واقعن خوشحالم.
    شادی و شادمانی روزها و سالیان گذشته که پر از خاطرات زیباست، هنگامی لذت بخش تر می شود که همدلی و همراهی دوستان و عزیزان بتواند ما را با یادی آوری در آن یاد آوریها بار دیگر غوطه دهد.
    برای شما و همه عزیزان روزها و یادهایی شاد و شادمانه آرزو دارم
    سرفراز باشید.
    با احترام فراروان- جعفر

  5. درود جناب آقاي پويه

    بسيار زيبا داستان مي گوييد.
    كاش براي حفظ اين زبان مجموعه سي دي و كتاب خاصي گردآوري مي كرديد هرچند در كشوري كه شما هستيد شايد استقبالي از كار شما نشود.
    اميدوارم نوشته هاي شما به صورت منظم و ساخت يافته منتشر شوند.
    من تا 7 سالگي كيلان بودم ولي زبان و لهجه كيلاني را الان كه 31 ساله هستم حدودي بلدم چون پدر و مادر و اجدادم متعلق به كيلان هستند.
    متاسفانه اين زبان و لهجه به صورت سينه به سينه منتقل مي شود و بايد فعاليتي براي حفظ آن انجام شود.
    منتظر پاسخ شما هستم.
    راستي از پدرم اسم چند تن از دوستان شما را پرسيدم و برايتان مي نويسم تا تجديد خاطرات شيرين شما بشود.
    فرامرز صافي
    روح اله صافي
    مجتبي محسني
    احمد باباشمسي
    احمد علي بانكي (متاسفانه فوت كرده اند)

    بدرود

    امیر عزیز سلام
    از اینکه مطالب من مورد توجه شما قرار گرفته خوشحالم.
    گویش کیلانی که بخشی از زبان تات مربوط به ایرانیان باستان می باشد، اکنون می رود تا از خاطره ها محو شود. طبیعی است که این موضوع برای مردم عادی در دیگر کشورها جاذبه ای نداشته باشد. بجز محققین و علاقمندان به زبانان ملل مختلف که آنهم باز جای خود را دارد.
    از اینکه شما در تهران بزرگ شده اید و همچنان به گویش کیلانی علاقه نشان می دهید نشانگر تمایل شما به فرهنگ مردم است. امیدوارم در اینباره در حد توان شاهد کارهایی از شما باشم.
    برای شما و همه فامیل موفقیت آرزو می کنم.
    پدر را جانب من سلام برسانید.
    شاد باشید و موفق


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: