نگاشته شده توسط: جعفر پویه | آوریل 14, 2009

در سوگ زمین

 

نمآهنگ در سوگ زمین حکایت غمگنانه مرگ باغها و زمین هایی است که از بی آبی نابود شده اند. بی راه نخواهد بود که به قول کیلانی ها بگوئیم: «کوفَه و کَلبَردَه بَبِه».
زیارت بالا و پائین یکی از حاصلخیزترین زمین های کیلان را داشت. مردمی سخت کوش و تلاشگر روزی خود را به رنج کار از زمینها و باغهای خود بدست می آوردند و باغهای زیبای آنان اسباب سربلندی و نشانی از سرزندگی و نشاط زیارت و زیارتی ها بود.
مدتهاست که خشکسالی بر تن زمین چیره است. به دلیل تنگدستی مردم و بی توجهی مسئولین، اکنون نشانی از آن باغهای زیبا نیست. درختهای قیسی و زردآلو نیست و نابود شده اند. از گلابی ها و آلبالو و آلوچه ردی نیست. تنها تک و توک درخت توتی که در مقابل کم آبی مقاوم است، در کنار گوشه خود نمآیی می کنند.
نمی دانم هیچ کس از «اوو اَنگوم» زیارت عکسی دارد یا نه؟ «اوو انگوم در گویش کیلانی به معنای سد خاکی است.»
تنها چند خانه ای در زیارت بالا مانده و آنها هم در کنار امام زاده پناه گرفته اند. اسفالت تنها خیابان کوچه نیمه مخروبه آنجا نیز نشانه آبادانی نیست. بلکه ادای دینی است از سوی کسانیکه که اهل قبور را به اهالی بیکار و فقر زده ترجیح می دهند.
موسیقی این نمآهنگ بخشی از «چاووش دو» اثر جاودانه استاد محمد رضا لطفی است. این اثر در سال 58 همچون مارش ملی و زبان گویای بسیاری از مردم در هر کوی و برزنی شنیده می شد. روزگاری که مهربانی در کوچه و خیابانها جاری و نگاهها و لبخند مردم به یکدیگر از سر دوستی و رفاقت بود. روزگاری که قفل حیای ما بود و هیچ دری به روی درخواست کننده ای بسته نبود.
بهار بود، بهار آزادی و شکوفه های معطر آن نیز در درون یکایک ما شکفته بود. هیهات که نفس مسموم اژدها همه آن زیبایی ها را سوزاند و بهار آزادی ما را خزان کرد. گلها یکان یکان ایستاده فسردند و گورستانها مدفن پرهیاهوی نشاط گران آزادی شد.
ضرب آهنگ این اثر جاودانه را همچون اعتراضی به آنچه در زیارت و کمابیش در جای جای کیلان شاهدیم برگزیده ام. باشد که دستان پرتوان فرزندان کاوه بار دیگر آستین بالا زند و برای راندن تباهی و تیرگی، آن کند که شایسته است. تا با فروکوفتن اهریمن جان زمین نیز از چنگ خشکسالی نجات یابد و سرسبزی به زندگی و زمین ما باز گردد.
نمآهنگ را تقدیم می کنم به یاد و خاطر پرشکوه دو زیارتی رشید و دلیر، فرزندان رنج و کار، احمد طاهری و محمد شرف الدین، که با عمل خویش نشان دادند که رسم دلیران و گردان از سرزمین کاوه رخت برنبسته است و از هر گوشه این ملک می تواند گُرآفرید یا آرشی دیگر بپا خیزد.

Advertisements

Responses

  1. اقا جعفر دستکت درد نکنه واسنه این که نماهنگ ها ر واسم فرستادی اگه مبا اینکیرم بفرست با تشکر ارشام

  2. درود بر شما نماهنگ بسيار جالبي بود متشكرم . اگر ممكنه از باغات قديم كيلان تصاويري بگذاريد تا هم سن هاي من كه سنشان به ان زمان ها قد نميده هم قديم كيلان را ببينند


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: